منظرههایی که با نقطه خلق شدند
به گفته ایسنا ، تقسیم (جدایی) ، Neo-Aptation ، Chrome: اینها نامهای بسیاری هستند که برای حرکت “نقطه” کوتاه اما تأثیرگذار وجود دارند. با این حال ، همانطور که اغلب اتفاق می افتد ، این نام مهم “قرقره” (چشم انداز) بود. در سال ششم ، ژرژ سورا (1-5) مشهورترین اثر خود ، بعد از ظهر یکشنبه در گراند آیلند ، در آخرین نمایشگاه امپرسیونیستی را به نمایش گذاشت. این نقاشی عظیم تجلی “استخر” با نقاط رنگی کوچک و لهجه قوی در خطوط بود. علاوه بر این ، او یک موضوع امپرسیونیستی ، سرگرمی پاریس را انتخاب کرد و آن را کاملاً متفاوت کرد.
سورا می خواست رنگ ها را از دیدگاه مخاطب ، با استفاده از رنگ های تمیز و استفاده از آنها به عنوان نقاط کوچک و مرتب روی بوم ترکیب کند. نزدیک از چمن چمن مانند ترکیبی از لکه های زرد و آبی به نظر می رسد ، اما از فاصله دور به رنگ های مختلف سبز تبدیل می شود. مانند امپرسیونیست ها ، سورا از تئوری رنگ میشل شورول استفاده می کند و رنگ های مکمل را برای ایجاد نشاط بیشتر مونتاژ می کند.
بندر بندر توسط جورج سورا
سورا مدتی را در سال نهم در نورماندی گذراند ، که این یکی از محبوب ترین مکان های امپرسیونیست ها بود. در آنجا او منظره ای از دریا و خط ساحلی را نقاشی می کند. تکنیک Pointillism به درگاه بندر پورت-BSSIN یک دیدگاه ساده درگاه را به چیزی استاتیک و کمی غیرواقعی تبدیل می کند. این یک عکس لحظه ای از طبیعت نیست ، بلکه باد ، آب و هوا و نور را نشان نمی دهد ، بلکه یک تعریف مجدد یخ زده و رویایی از صحنه است. تغییرات خوشمزه در رنگ در دریا و آسمان نمونه ای از روش “ترکیب رنگ” است.

“گلف خوان” توسط پل سینیاک
نمادگرایی
پس از مرگ زودرس سورا در سن 6 سالگی ، پل سینیاک (4-5) مجری Pyntiism شد. او حتی بیشتر به ویژگی های نمادین و عاطفی هنر نسبت به سورا علاقه داشت. مانند جیمز مک نایل واینلر ، Cyciniak اغلب اصطلاحات موسیقی را در آثار خود نشان می دهد تا نشان دهد که موضوع کار از معنی او اهمیت کمتری دارد. وی پس از سفر به جنوب فرانسه و در سال ششم یک قایق خریداری کرد ، او مجموعه ای از مناظر و مناظر را با رنگ های غنی و شاعرانه ایجاد کرد.
بیشتر بخوانید:
رهبر گروه هنرمندان غیرقانونی ، که وی به داوران گفت نه!

“مجموعه شانه” توسط کامی پیسارو
نکته برجسته امپرسیونیست
کامی پیسارو (1-5) عضو اصلی حلقه امپرسیونیستی در دهه 1980 بود. با این حال ، پس از آنکه با جورج سورا آشنا شد ، او همچنین Pointillism را امتحان کرد. در اواسط -980 ، او به تصاویر زندگی کشاورزی توجه می کند.
پیزاررو می خواست مخاطبان شهر خود را به زندگی فقرا در مناطق روستایی معرفی کند. تکنیک Pointillism آثار قدرتمند و باشکوه خود را به کارگران روستایی داد. در پایان ، با این حال ، پیسارو دریافت که این سبک خیلی محدود است و زمان من به سبک امپرسیونیستی آزاد بازگشتم.
کامی پیسارو (1-5) یک هنرمند امپرسیونیست از جزیره سنت توماس بود که برای اولین بار در طول تحصیلات خود در فرانسه به هنرهای نفیس علاقه مند شد و سپس در نقاشی و طراحی کار کرد. او غالباً دوران کودکی خود را در سنت توماس می گذراند و سپس به ونزوئلا می رفت ، جایی که طبیعت را طراحی کرد و چشم انداز را یاد گرفت.
بیشتر بخوانید:
چقدر این مرد بزرگ را می شناسید؟

“دانه در غروب آفتاب” توسط وینسنت ون گوگ
ون گوگ پینتیسم
پیزارو و سینیاک وینسنت ون گوگ را تحت تأثیر قرار دادند (1-5). این نقاط Pointiism را به خطوط کوتاه و ضخیم تبدیل کرد. این خطوط کوتاه روشی فوری ایجاد کرد که در آثار عادی پیوونیسم وجود نداشت. به خصوص هنگامی که با یک تکنیک غیرمستقیم سنگین همراه بود (نوعی تکنیک نقاشی که در آن رنگ روی بوم قرار می گیرد تا یک اثر هنری بسیار سنگین و ضخیم ایجاد کند) که ون گوگ به آن علاقه مند است. او به وضوح این تکنیک را برای کمبود خودش اعمال کرده است ، اما در مناظر مانند “دانه برای غروب آفتاب” نیز آشکار است. سرانجام ، ون گوگ همچنین فهمید که پوینتیلیسم بیش از حد محدود کننده است. ضربات برس او بزرگتر ، متنوع تر و احساسی تر شد.

“Les Cyprès à Cagins” توسط ادموند کراس
فراموش کردن
هنری ادموند کراس (4-5) یکی از مهمترین نمایندگان پوینتیلیسم در پاریس در ابتدای قرن جدید بود. او در جنوب فرانسه زندگی می کرد. جایی که خانه او به مرکز هنرمندانی مانند ماتیس و دارن تبدیل شده است. Cross با گسترش “نقاط” خود و تبدیل آنها به مربع های کوچک بر روی قلم مو ، سبک موزاییک را گسترش داد و اغلب قسمت هایی از بوم را بدون رنگ ترک می کرد. نتیجه این تکنیک تصویری گسترده تر و امپرسیونیستی بود که باعث ایجاد حس بیشتر پویایی و طبیعت گرایی شد.

“تئو ون ریسبورگ” توسط “Plazen”
در بلژیک نشان داده شده است
Théo Van Ryselberghe (1-5) مشهورترین هنرمند در بین گروهی است که در اواخر قرن نوزدهم در بلژیک محبوب شد. هنگامی که بعد از ظهر یکشنبه در جزیره گراند گیت در بروکسل در سال نهم ، موجی از علاقه به این سبک در بلژیک آغاز شد. ریسبورگ در استفاده از رنگهای ظریف و خطوط تمیز از سورا تقلید می کند ، اما برخلاف بسیاری از هنرمندان فرانسوی ، تمایل داشت که یک پالت رنگی سرد از آبی ، سبز و کلیپ ها باشد.

“دختران در حال اجرا” ویلسون فیلیپزر
پاتیلیسم در انگلستان
در دهه 1980 ، Wilip Wilson Steer (1-8) ، در حالی که در سواحل شرقی انگلیس در وسوویک زندگی و کار می کرد ، مجموعه ای از مناظر را تحت تأثیر Punttism ایجاد کرد. این آثار احساس آزادی و پویایی امپرسیونیست را حفظ کرده اند ، که ناشی از سکته های تصادفی قلم است ، اما به وضوح از سوره در ترکیب رنگ ها الهام گرفته شده است.

ویلسون فیلیپور از آندره دورن
قرقره و فواید
اگرچه به نظر می رسید به زودی ناپدید شده است ، در اوایل دهه 1980 ، هنری ماتیس (1-5) و آندره دورن (1-5) از نقاط رنگی در مناظر غنی و جسورانه خود استفاده کردند. در سال 2 ، دارن چهار پارچه را در گشت و گذار به لندن ، از جمله پل واترلو ، نقاشی کرد. تکنیک تاریک او باعث شد این رنگ ها در کل سطح نقاشی منفجر شوند.

“تپه های شن و ماسه” پیت موندرین
مونودرین و پوینت
اگرچه پیت مونداریان (1-5) برای انتزاع هندسی بهتر شناخته شده است ، اما از مناظر برای استفاده از رنگ ، برس و هندسه استفاده می کند. در تصویر تپه های ماسه ای ، خطوط ساده ، نقاط بزرگ و ترکیب رنگ ها آگاهی از استخر است. با این حال ، این صحنه ساحلی آنقدر ساده است که تقریباً انتزاعی به نظر می رسد.
Mondarians تا حد امکان امتیاز را ارتقا بخشید. اگرچه مجریان بعدی هنوز به ایده ترکیب نقاط رنگی روی بوم علاقه مند بودند ، اما پینتیسم قطعاً فقط یک ایده “نقطه” نبود!
پایان پیام