نقدی برای یادداشتی بر نمایش «خشم و هیاهو»
نقدی برای یادداشتی بر نمایش «خشم و هیاهو»
نقدی بر نمایش خشم و هیاهو به نظر بیشتر بهانهای میآید در زمانی مشخص، برای پرداختن به کارگردان نمایش و زیر و رو کردن کارنامه بیست و چند سال فعالیت او به عنوان مدرس تئاتر، مدیر تئاتر و کارگردان، منتقد و نمایشنامهنویس!
به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، مهدی نصیری، مدیر کانون ملی منتقدان تئاتر ایران، در یادداشتی به نقد مطلبی با عنوان «نگاهی به خشم و هیاهو؛ رایانی مخصوص و دوراهی دیروز و فردا» پرداخته است.
وی در این یادداشت با اشاره به این که یادداشت منتشره در خبرگزاری تسنیم نقدی بر نمایش «خشم و هیاهو» در آخرین روز اجرایش نیست، نوشت: به نظر بیشتر بهانهای میآید در زمانی مشخص، برای پرداختن به کارگردان نمایش و زیر و رو کردن کارنامه بیست و چند سال فعالیت او به عنوان مدرس تئاتر، مدیر تئاتر و کارگردان، منتقد و نمایشنامهنویس!میخواهم چند نکته در مورد این یادداشت بنویسم و امیدوارم دست کم فضای نقد به وسیلهای برای تخریب بدل نشود. متاسفانه یادداشت دیگری هم درباره همین نمایش در فضای مجازی منتشر شد که به بهانه «خشم و هیاهو» باز هم نقدی بود غیرمنصفانه و بیشتر به جهت تخریب تا ارزیابی و نقد!
- یادداشت منتشر شده در تسنیم نقد نمایش «خشم و هیاهو» نیست. هر چند که در بخشهایی از این نوشته به شکل و محتوای نمایش اشاره شده است. نوشته شبیه به نقد تکمیلی است؛ اما برخلاف نقد تکمیلی در آن از سابقه نه برای درک اثر بلکه برای القاء منظور نویسنده درباره صاحب اثر سوءاستفاده شده است. یادداشت با بازنشر بخشی از رزومه کارگردان شروع میشود. بعد برچسب زده میشود و بیآنکه منطقی در میان باشد حکم صادر میشود. مثلاً، آمده که «مرد روزهای ارزشی..» به سراغ آثار دفاع مقدسی و انقلابیاش نرفته است. نوع اتهام مستتر در ارزیابی نادرست، در ادامه یادداشت به موارد دیگری که هیچ ارتباطی با نمایش و تولید آن ندارد وصله میشود تا نویسنده یادداشت نتیجهگیری خودش را داشته باشد.
- این یادداشت پس از بازنشر رزومه مهرداد رایانی، مفصل به خلاصه داستان و تاریخچه تولید اثر میپردازد. بلافاصله و بیآنکه به درستی چیستی اثر را درک کرده باشد، مدعی میشود که نمایش «به سوی ملودرام و تراژدی نمیرود». با این حکم نادرست حالا منتقد ژانر اثر را «کمدی» تشخیص میدهد تا راه را برای متهم کردن و کاستن از ارزشهای نمایش باز کند و از مسیری دیگر به کارگردان و نویسنده نمایش برسد. او حتی در ادامه نوشتهاش بیتوجه به وجوه برجسته تراژیک «خشم و هیاهو» غیرمنصفانه و نادرست اثر را با کمارزشترین انواع کمدی مقایسه میکند تا به آنچه از پیش میخواسته «دو راهی دیروز و فردا» برسد. در جایی میگوید جنس خنده در نمایش «از جنس قهقهههای مشهور در تئاترهای آزاد است». بعد جزییاتی را مورد اشاره میدهد که در جهان تأویلپذیر هنر البته میتواند امکان پذیر باشد؛ اما اصرار بر آنها و مسلم دانستنشان و متهم کردن براساس آنها منصفانه و اخلاقی نیست. «خشم و هیاهو» کمدی و تراژدی را توأمان با هم دارد. نوع کمدی نمایش هم به هیچ وجه از جنس استهزاء یا بزن و بکوب، مانند آنچه که در این یادداشت آمده نیست.
- در یادداشتی که به بهانه اجرای «خشم و هیاهو» نوشته شده هر جا که ادعایی بدون معیار سنجش و دلیل و تلاش برای اثبات آن مطرح میشود بلافاصله به بخشی از فعالیتهای کارگردان وصله شده است. یک خط درباره نمایش و بلافاصله چند سطر درباره رایانی!! مثلاً ادعا میشود که «در فُرم اجرای نیز با چیز جدید روبهرو نمیشویم» و بلافاصله اینکه رایانی استاد دانشگاه است و… . خیلی ساده و بدون هیچ پیچیدگی میتوان انتظار داشت که یک نقد به فرم اجرایی اثر و مؤلفههای آن اشاره کند. «چیز جدید» تعریف شود. توضیح داده شود. و بعد انتظارات منتقد از یک اثر هنری مورد ارزیابی قرار گیرد؛ اما «با چیز جدید روبهرو نمیشویم» و بلافاصله متهم کردن هنرمند براساس بازنشر هدفمند و نادرست رزومه یعنی اینکه من منتقد با اثر کاری ندارم و هدفم این است که با وصله کردن صاحب اثر را هدف قرار دهم. یک پاراگراف کامل از یادداشت پنج بار «استاد دانشگاه» بودن مورد تأکید قرار میگیرد. به ارزان قیمت بودن دکور و دانشگاهی بودن و … اشاره میشود؛ اما یک بار گفته نمیشود که اشکال دکور کمهزینه «خشم و هیاهو» در چیست؟ آیا اصلاً این دکور کمهزینه بوده؟ آیا طراحی صحنه نمایش اشکالی دارد؟ در پاراگراف بعدی «استاد دانشگاه»، «کارشناس چشم شب روشن»، «مدیر تئاتر»، «عضو کانون ملی منتقدان» و… که قبلاً و به عمد در مقدمه یادداشت آمده هدف قرار میگیرند. همه اینها با ارجاع به نمایش زیر سؤال میروند. بیآنکه تا به اینجای کار نمایش نقد شده باشد. ادعای منتقد در مورد ساختار و ژرف ساخت اثر حداقل در خود یادداشت اثبات شده باشد و…
- یادداشت منتشر شده در تسنیم در چند مرحله پیش میرود. اول بازنشر رزومه کارگردان بعد اتهام در مورد انتخاب یک نمایش غیردفاعمقدسی، سپس درک (نادرست) چیستی اثر و قرار دادنش در طبقه کمدی و بعد متهم کردن کمدی به استهزاء و در پایان محکوم کردن مدیر و منتقد و استاد دانشگاه! بیآنکه توجه شود که منتقد اساساً چیستی اثر را درست درنیافته است. «خشم و هیاهو» آنجا که از جبر و جامعه و خا
نواده میگوید به شدت تراژیک است. استهزاء نمیکند. آنجا که فکر میکنی جای قهقهه است نمایش از درد میگوید. اینکه ادعا میشود تماشاگر چیزی از مفاهیم اجتماعی اثر درک نمیکند آیا اعترافی است بر وجود مفاهیم اجتماعی موجود در اجرا یا حکمی بدون تحقیق و سنجش میزان دریافت تماشاگر؟! هیچکدام! به نظر میرسد که یادداشت تسنیم نوشتهای است که به بهانه نمایش قصد دارد رایانی را هدف قرار دهد. درک این منظور در میان سطور یادداشت چندان هم دشوار نیست.
در بخش دیگری از این یادداشت آمده است: میتوان یک مدیر را براساس عملکرد مدیریتیش نقد کرد. میتوان یک استاد دانشگاه را در کلاس درس یا یک منتقد را براساس نقدش مورد انتقاد قرار داد؛ اما هر کدام در جای خود و براساس مؤلفهها و مناسبات خود باید انجام گیرد! یادداشت تسنیم درباره «خشم و هیاهو» نقد نمایش مهرداد رایانی نیست. بیشتر شبیه حمله به کارگردان نمایش است. حملهای نادرست و البته پر از فراموشی و وصله و برچسبهای نادرست به مدیر سابق امور بینالملل مرکز هنرهای نمایشی که مطمئناً به این زودی از حافظه تاریخی تئاتر پاک نشده است.
انتهای پیام/
