شهید رضا چراغی که بود؟

0
(0)

به گفته ایسنا ، رضق رزا چراگی در سال ششم در شهر ساه متولد شد. در سن هشت سالگی ، او به مدرسه رفت و با استعداد خوب خود همیشه در درس های خود موفقیت داشت. وی علاوه بر تحصیل ، به تحقیقات و فعالیت های مذهبی علاقه مند بود و با شور و شوق در اجتماعات مذهبی شرکت می کرد. وی پس از فارغ التحصیلی از دبستان ، وارد دبیرستان می شود و در زمان آشنایی با برخی از مسائل سیاسی.

در آغاز انقلاب اسلامی ، رضا در سال آخر دبیرستان بود و از طریق راهپیمایی ها علیه بقایای منحرف شدن پهلوی فعال بود و جزوه های امام هومینی را گسترش داد. همچنین ، در روزهای پیروزی انقلاب ، وی به شدت در فتح مراکز نظامی و دولتی رژیم حضور داشت. پس از شروع کردستان از Retropurgy ، او بلافاصله با گروهی از دوستان به ماریوان رسید و هیچ تلاشی برای مبارزه با گروه ها نکرد.

در طول حضور خود در کردستان ، Cheragy برای مدتی سپاه معاملات را اجرا می کند و هنگامی که او به عنوان رئیس محور Marivan فعالیت می کند و خدمات درخشان را ارائه می دهد. رضا سروگی ، که فداکاری ویژه ای به حج احمد موتوسلیان داشت و خصوصیات اخلاقی و نظامی خود را به عنوان الگوی نقش خود قرار داد ، پس از تشکیل تیپ محمد رسولا (ص) در عملیات های مختلف شرکت کرد.

از اواسط سال تا اواخر ماه ژوئیه ، وی فرماندهی گردان حمزه در عملیات فتح آل موبین و اورشلیم را بر عهده داشت. به دنبال اسارت حج احمد موتوسلیان در لبنان در ماه ژوئیه و پذیرش فرماندهی تیپ حاج همات ، شهید Ceraggy به عنوان معاون رئیس این بخش در ماه رمضان و سبد عملیات مسلمان آکیل در سومار خدمت می کند و مسئولیت ماه سپتامبر را بر عهده داشت. از نوامبر 2008 تا آوریل 2008 ، وی به عنوان فرمانده بخش عملیات والفاجر و والفاجر یکی انجام شد.

شواهد

رضا هنوز فرمانده ارتش در عملیات والفاجر در منطقه عمومی جعلی بود که رئیس اردوگاه زفر را گرفت. لشکر وظیفه داشت با نیروهای ارتش ادغام شود و ارتفاعات “انگیزه” و “جبل فوجی” را تسخیر کند و به اعماق دشمن برای تصرف امکانات نفتی حرکت کند.

گردان ماسام و گردان های دیگر نیز به تأسیسات نفتی Ghezelbani حمله کردند که عملیات ارتش را تشکیل داد.

یکی از شهدای چراگی می گوید: “دشمن در میان 6 سنگین بود.” به نوعی من به آنجا رسیدم. رضا سروگی ، عباس کریمی ، اکبر پودژجی و سه بازوی ، در مجموع سه نفر ، در یک ارتفاع سالم بودند که به شدت مقاومت کردند. هرچه اصرار داشتم برگردم ، آنها امتناع کردند.

دشمن فکر می کرد نیروهای قد زیادی دارد. وقتی به ارتفاع عصر رفتم ، دیدم عباس کریمی و دو بار اصلی بدن یک لامپ را با یک برانکارد تحمل می کنند. Muschen Chegi در طول سالهای محافظت از مقدس چهار بار زخمی شد و او گفت که اگر خدا می خواست دوازدهمین بار باشد ، او خواهد بود. “

شهادت به شهید Ceragy

شهید محمد ابراهیم هممات ، فرمانده قشر غدر ، آخرین ملاقات خود را با سرواگی رزا توصیف کرد: “ما امشب ماندیم و در تاریخ 9 آوریل دو ، سه ساعت خوابیدیم ، وقتی او پس از خواندن نماز از خواب بیدار شد ، من موارد جدید را پوشیدم؟ در خط مقدم.

در همین حال ، از طریق مرکز جامعه بی سیم ، گزارش شده است که بخش مکانیزه چهارم Ba'athist Corps در خط دفاعی ما مشکل داشته است. رضا حرکت کرد. چند ساعت بعد ، آنها اعلام کردند که فرمانده لشکر 2 با خمپاره در خط مقدم است و شصت کماندو باات شلیک می کند. تلفن بی سیم را برداشتم و شروع به تماس با برادر چراگی کردم. من مدام می گفتم: “رضا ، رضا ، هممات ، رضا ، چممات ،” ناگهان گفت که یک طرف خط گفت: “حاجی جان دیگر به رعزا نمی خواند ، رضا به کاربال رفت!

پایان پیام



منبع

میانگین امتیاز کاربران: 0 / 5. تعداد آرا: 0

سایر مطالب مرتبط
پرسش/نظر خود را مطرح کنید.

پرسش/نظر خود را مطرح کنید. (آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد)